فرهاد ميرزا
82
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
بودند هيچ لايق اين عمارت نبود ، پرسيدم ، گفتند : چون كار ازمير است ، كار ولايت سلطان است نخواستهاند كه از كار خارج آنجا باشد . » به نظر من عذر ناموجه بود . اغلب ما يحتاج ما از ماهوت ، قبا ، سفيدپارچه پيراهن ، آينهء اطاق ، شيشه در ، چكمه پا و غيره از ولايت اروپا است ، گر بگويم كه مرا با تو سروكارى نيست * در و ديوار گواهى بدهد كارى هست در اينصورت اگر كناره قالى خوب فرنگى يا ايرانى انداخته شود خيلى مناسب اين اطاقها است . آنچه در تأخير احضار من مذكور داشتند آن بود كه وليعهد دولت ورتمبرگ دو ماه قبل به اسلامبول آمده بود ، چند روز كه ماند ، سلطان او را احضار نكرد . روز حركت ، او را احضار فرمودند كه پس از مراجعت از حضور همايون سوار كشتى شده و روانهء ولايت خودشان شدند . ما هم در اين روز به سلامتى حركت كرديم . - و با اين بنده هم آنطور رفتار كردند . يحتمل اگر زودتر مىخواستند ، باعث گلهء دولت ورتمبرگ مىشد كه در حق وليعهد او بىحرمتى شده است - اسلامبول - اسكندريه وقت غروب آفتاب [ نوزدهم شوال المكرم ] روانه شده به كشتى غساوى رفتيم . اسم كشتى « آستربه » است و كپيتان كشتى آنطولى رسل . وزير مختار معين الملك با اجزاى سفارت تا كشتى آمده ساعتى نشسته خداحافظ كرده مراجعت كردند . در اين چند روز خيلى زحمت كشيدند و مهمانى بزرگى ترتيب دادند . نيم ساعت از غروب آفتاب شب جمعه نوزدهم [ شوال ] بالخير و السعاده از بغاز اسلامبول واپور روانه شده . پس از يازده ساعت به « گلىپلى » رسيديم و طول درياى مرمره را طى كرديم كه يك صد و ده ميل انگليسى است [ بعد ] از كنار جزيره مرمره گذشتيم كه مرمره در يسار ما افتاده بود . از آنجا مرمر به اسلامبول مىآوردند . گلىپلى ، در اول بوغاز داردانل 54 در طرف يمين واقع است . واپور آنجا دو ساعت مكث كرد . روز جمعه نوزدهم شوال المكرم : دو ساعت از دسته گذشته واپور از گلىپولى حركت كرد . پس از دو ساعت به « چاناققلعه » آمديم . چون در درياى خزر و اسود در سفاين روسيه علم شير و خورشيد در بنادر براى اين بنده مىكشيدند و سفايننمسه [ علم ] نداشتند ، كپيتان دو روز پيش كه به سفارت آمده بود از وزير مختار خواهش كرد كه : « ما [ علم ] نداريم ، اگر شما يكى بدهيد كه براى احترام همراه باشد كمال محبت است . »